Back to The Globe
Featured Primary Genre (ژانر اصلی):Fiction > Dystopian (داستان > پادآرمانشهری)Fiction > Philosophical (داستان > فلسفی)Fiction > Literary (داستان > ادبی)📌 Secondary Genre (ژانر فرعی):Fiction > Political (داستان > سیاسی)Fiction > Social Commentary (داستان > نقد اجتماعی)Fiction > Psychological (داستان > روانشناختی)📌 Related Topics (موضوعات مرتبط):Body Autonomy & Reproductive Rights (حق مالکیت بر بدن و حقوق باروری)Totalitarianism & Control (سلطهگری و کنترل اجتماعی)Human Identity & Existentialism (هویت انسانی و اگزیستانسیالیسم)
پروسه انسان
پروسه انسان | فلسفهی سلطه بر بدن و مفهوم اختیار در جهان کنترلگر در جهانی که زایش از یک حقیقت زیستی به ابزاری برای قدرت تبدیل شده، جسم انسان دیگر متعلق به خود نیست.
Your reading world on The Globe
Discover your next book. Keep the ones that matter.
Join The Globe for a free reader profile and discover books, writers and stories in one place.
About the book
About پروسه انسان
پروسه انسان | فلسفهی سلطه بر بدن و مفهوم اختیار در جهان کنترلگر در جهانی که زایش از یک حقیقت زیستی به ابزاری برای قدرت تبدیل شده، جسم انسان دیگر متعلق به خود نیست. پروسه انسان، تازهترین اثر نیما شهسواری، با زبانی نمادین و فلسفی، به نقد زیستسیاسی نظامهایی میپردازد که بر بدن انسانها حکومت کرده و آن را به چرخهای از تولید و کنترل بدل ساختهاند. این کتاب، خواننده را به عمق پرسشهایی بنیادین میبرد: آیا اختیار بر بدن، یک توهم اجتماعی است؟ چگونه مفهوم باروری در نظامهای سلطهگر از یک حق طبیعی به یک اجبار اجتماعی تبدیل شده است؟ آیا رهایی از این چرخهی تحمیلی ممکن است، یا تمام اشکال آزادی پیشاپیش مسدود شدهاند؟ پروسه انسان، با رویکردی فلسفی و شاعرانه، مفاهیم سرکوب، اختیار و مقاومت را بررسی کرده و خواننده را به تفکر دربارهی مرزهای قدرت و فردیت انسانی دعوت میکند. بخش از متن کتاب در میان انباری تاریک و نمور، جایی که صدا را در خود میبلعید و نگاه را به خود میخواند، در میان کورسویی از ندیدنها، آنجا که از میان حفرههای کوچک سقف، نور کمسویی از خورشید میتابید، زنانی به دور هم ایستاده بودند. زنان پریشان و دیوانه به یکدیگر مینگریستند و با اضطراب بسیار، وردهایی را زیر لب میخواندند. کمی آنسوتر از آنان، تعدادی مرد ایستاده بودند؛ بیشترشان در حال دود کردن سیگار بودند و دود را مستقیم به صورت یکدیگر فوت میکردند، از این اغنای مه در میان آسمان آرام میگرفتند. آنان آمده بودند تا با گامهایی در زمین به خاک بمانند و در آن شوند. زنانی که به پیکرههای بیجان آنان چشم دوخته بودند، دریافتند که باید بر این انتظار وانفسای بیانتها ادامه دهند. در میان همین نگاههای آلوده و درهم، مردی با اضطراب وارد شد و جمعیت را نهیب زد؛ او فریادکنان آنان را فراخواند تا خود را به بیرون از انبار برسانند. زنان دستپاچه، خود را به بیرون دربها میرساندند، میدویدند و مردها ابتدا به سکون نظاره کردند، اما به فراخور هیجان مانده در گامهایشان، فریادکشان بیرون دویدند و خاکی به پا کردند.
Reader conversation
Discuss this book
Are you the author or publisher?
Claim this page to verify the book information, add an author profile, update purchase links or request removal.